السيد موسى الشبيري الزنجاني
5130
كتاب النكاح ( فارسى )
5 - روايت زرارة الحسين بن محمد عن احمد بن اسحاق عن سعدان بن مسلم عن عبيد بن زراره عن أبيه عن ابى عبد الله عليه السلام قال ذكرت له المتعه أ هي من الاربع ؟ فقال تزوج منهن الفا فانهن مستأجرات « 1 » شهيد ثانى به اين روايت دو اشكال كرده است . يكى از ناحيه حسين بن محمد كه اين را قبلا بحث كرديم و گفتيم اشكالى ندارد و يكى از ناحيه سعدان كه توثيق صريحى براى سعدان نيست . ولى در مورد سعدان كه ما مراجعه كرديم ديديم كه صفوان در فهرست شيخ طوسى ( ص 226 ، رقم 336 ، چاپ سيد عبد العزيز طباطبايى ) راوى كتاب او است و صفوان لا يروى و لا يرسل إلّا عن ثقه . ابن ابى عمير هم كه لا يروى و لا يرسل إلّا عن ثقه از او روايت دارد . اما در عين اينكه هر كدام از اينها را ما براى وثاقت كافى مىدانيم ولى در خصوص اين مورد ما تأمل داريم كه اينها دليل باشد چون اولا بايد ثابت شود كه صفوان كتاب او را نقل مىكند و در طريقى كه در فهرست شيخ طوسى آمده ، أبو الفضل شيبانى واقع است كه او را تضعيف مىكنند و رواياتش محل اشكال است . ابن ابى عمير هم روايتى كه از سعدان نقل مىكند به اين شكل است : محمد بن ابى عمير عن منصور بن يونس و سعدان بن مسلم « 2 » ، منصور بن يونس ثقه مىباشد و ما در محل خود بحث كرديم كه مقصود از لا يرون و لا يرسلون إلّا عن ثقه اين نيست كه اين افراد اصلا اسمى از غير ثقات نمىبرند ، مقصود اين است كه رواياتى را كه نقل مىكنند حتما ثقه آن را نقل كرده و لذا قابل عمل و استناد است ، بنابراين ، اگر يك جايى ديديم ابن ابى عمير روايتش را به يك طريق نقل كرده است و منحصر در يك فرد است ، اين علامت اين است كه واسطه را ثقه مىدانسته است و اما اگر نام دو نفر را برد كه يكى ثقه است ممكن است نام ديگرى را به جهت تأييد ضميمه كرده باشد . خلاصه از « لا يرون و لا يرسلون إلّا عن ثقه » نمىتوان در اين موارد وثاقت را ثابت كرد . ولى چون حسن بن محبوب و
--> ( 1 ) - الوسائل ، ب 4 من ابواب المتعه ، الحديث 2 . ( 2 ) - كافى ، ج 1 ، ص 178 ، ح 2 .